چهره ای که از ما نزد ملل دیگر ترسیم می شود

By nakam

دیشب در محفلی دوستی که دیروزش از سفر تفریحی ترکیه بازگشته بود از رفتار نامناسب همسفران در طول سفر می گفت و احساس شرم و خجالتی که او و همسرش در طول این تور از هموطن بودن با جماعتی داشته اند. این که از همان برخاستن هواپیما، بی توجه به اعلان ها مکرر و تذکرهای متعدد مبنی بر منع کشیدن سیگار، جماعت جوانها دم به دقیقه می رفته اند توالت ته کابین و خانم مهماندار هم هی اسپری خوشبو کننده می زده و هی با احترام اشاره می کرده به علائم منع استعمال دخانیات در طول پرواز که دریغ از ذره ای توجه و بعد هم پذیرایی از مسافرین که مشحون بوده از نگاههای خمار و آنچنانی و متلک و تکه پرانی های پسرهای جوان به خانم مهماندار و بعد هم دمدمه های نشستن هواپیما در استانبول و بعد از پروازی فقط دو ساعته، که صف کشیدن خانم های جوان مسافر بوده جلوی در توالت، که لابد می کوشیدند رنگ و لعابی تجدید کنند و مهماندار هی خواهش می کرده که توی راهروی کابین صف نکشین بابا و بعد هم ورود ایرانیان به سالن فرودگاه که اول از همه هجوم برده ن به کیوسک مشروب فروشی و از این طرف سالن به آن طرف سالن هی تقی به نقی فریادکنان سفارش می کرده  فلان مشروب  و شراب را هم  یادت نره امتحان کنی ها و …

اینها همه در یک جمله: از روحیه فرصت طلبی، بی جنبه گی و البته واکنش طبیعی در برابر محدودیت افشاری از جوانهای ما ناشی می شود. فکر می کردیم که چقدر و چطور باید کار فرهنگی کرد که این تصویر شرم آور از ایرانیان نزد ملل دیگر دیده نشود. ریشه این خصلت های ماکیاولیستی منفعت طلبانه و سودجویانه که بی توجه به هر آداب و اخلاق و قانونی صرفا نفع لحظه ای خود را می طلبد کجاست؟ این فرهنگ سنتی ما ایرانیها که نیست و پدیده نوظهور یکی دو دهه اخیر است. آنهایی که بیش از سی سال مقیم یا مسافر کشورهای خارجی بوده اند مدام اشاره می کنند به شان و احترامی که مسافر ایرانی آن سالها در اروپا داشت و نگاه تحقیر آمیزی که اکنون اغلب جایگزین آن شده است. بی شک شکل معیشت ما در اقتصاد دلالی و رانت طلبی و باند بازی و ابن الوقتی که چه بخری امروز که فردا دوبرابر بفروشی تاثیر مستقیمی بر مناسبات اخلاقی جامعه گذاشته است. تنازع بقا در قالب به هر قیمتی “گلیم خود را از آب بیرون کشیدن” چنین روحیه و منشی در جامعه پرورش می دهد. بعد صحبت کشید به رسانه های فرهنگ ساز و بیش از همه رسانه بی مهر ملی که چقدر با برنامه های اغلب سخیفش این فرهنگ را نه تنها مذموم نشمرده بلکه ترویج نیز داده است. به برنامه های فرهنگ ساز تلویزیونی فکر می کردیم که چقدر توانسته اند این فرهنگ فرصت طلبی را رواج بدهند و قبح هر کار قبیحی را بشکنند. اگر بگوییم برنامه های طنز تلویزیونی که در ظاهر برای تفریح و خنده مهیا می شوند در خفا یکی از مجاری اشاعه چنین فرهنگ منحطی است بیراه گفته ایم؟ بیایید مرور کنیم ببینیم از این دست شخصیت های پشت هم انداز و حقه باز، دغل و فرصت طلب و نان به نرخ روز خور و گزافه گو که نه تنها منفی بلکه به شکل کاملا جذاب و موجهی نمایانده میشوند در کدام یک از برنامه های شبه طنز اما در واقع هجو این سالهای تلویزیون ندیده ایم؟ چند مجری تلویزیونی چاپلوس و متملق ندیده ایم که در همان نگاه اول، مغایرت ظاهرشان با زبانشان آشکار است؟ لااقل اسم و چهره بازیگران این نقش ها و مجریان و تهیه کنندگان و کارگردانان این برنامه ها را که به خاطر داریم، این طور نیست؟

برچسب‌ها:

يك پاسخ برايش بگذاريد